📍یک داستان همیشگی: یک تیم با یک ایده شروع می کند، به ساخت یک MVP برای اثبات کلیت موضوع می پردازد، زمان زیادی را به بحث بر سر اینکه MVP چه ویژگی هایی باید و نباید داشته باشد می گذراد و در نهایت اگر MVP به خوبی عمل کرد به سراغ ساخت محصول کامل و با ثبات میرود.

📍 با همه ی اینها چرا اکثر استارت آپ ها به بیراهه میروند؟
دلیل آن فقط یک چیز است: اینک تیم ها معنی و مفهوم واقعی MVP را درک نکرده اند. حداقل محصول پذیرفتنی (MVP) یک محصول با نیمی از ویژگی ها یا محصول با زمان خروج کمتر نیست، در حقیقت نباید الزاما محصولی باشد. MVP چیزی نیست که شما یکبار بسازید و تصور کنید کار انجام شده است.

📍 درواقع MVP فرایندی است که شما بارها و بارها آن را تکرار می کنید: ابتدا پر ریسک ترین فرضیه ی خود را شناسایی کنید، سپس سعی کنید با کوچکترین آزمایش ممکن فرضیه خود را آزمایش کنید و از نتیجه ی این آزمایش برای رفع اشکالات محصول استفاده کنید.

📍در زمان تولید محصول فرضیات زیادی میسازید، فرض اینکه می دانید مصرف کننده به دنبال چه چیزی است، طراحی آن چگونه باید باشد، چه استراتژی بازاریابی باید انتخاب شود و قوانین و مقرراتی که در مقابل دارید چیست، اما به هر میزان نیز که خوب و قوی باشید برخی از فرضیاتتان غلط است! مشکل اصلی آنجاست که شما نمی دانید کدام یک از فرضیه ها اشتباه است.

📍مطالعات انجام شده توسط CB insights روی 100 استارت آپ نشان میدهد 42 درصد شکست کسب و کارهای نوپا به دلیل عدم نیاز بازار به محصول ایشان بوده است. یعنی نزدیک به نیمی از استارتاپ ها، ماه ها و حتی سالها زمانشان را صرف ساختن محصول می کنند، قبل از آنکه متوجه شوند در مورد محوری ترین فرضیه شان اشتباه میکرده اند!

📍بهترین راه برای فهمیدن اینکه آیا بازار به محصول شما نیاز دارد یا نه، قرار دادن محصولتان در مقابل کاربر واقعی در سریعترین زمان ممکن است.
زمانی که اینکار را انجام دهید درمییابید که باید بازگردید و ویرایش و اصلاح کنید؛ نه یکبار، بلکه بارها و بارها.
این کار فقط مختص توسعه ی محصول نیست؛ بلکه زمانی که یک کتاب و یا مقاله مینویسید نیز پیش نویس های زیادی آماده می کنید و زمان زیادی را به ویرایش آن اختصاص می دهید.

📍در دنیای آزمون و خطا، کسی که خطاها را زودتر بیابد، پیروز است. برخی این را فلسفه "سریع شکست بخور " می نامند، اریک ریس آن را "ناب (Lean)" و کنت بک و دیگر برنامه نویسان به آن "چابک (Agile)" می گویند.

📌 هر چه که آن را بنامید،نکته مهم پیدا کردن فرضیات اشتباه در سریعترین زمان از بازخورد مشتریان حقیقی است.
این همان فرایند حداقل محصول پذیرفتنی (MVP) است.
خواه مشغول ساخت یک محصول هستید و یا برنامه ریزیِ بازاریابی و حتی نوشتن یک کد، باید همیشه دو سوال مهم را از خود بپرسید:
🔸پر ریسک ترین فرضیه ام کدام است؟
🔸کوتاه ترین روش ممکن برای اینکه فرضیه ام را چک کنم کدام است؟

منبع : ycombinator.com

استارتاپ به یک کسب‌و‌کار نوپا گفته می‌شود که با هدف پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار راه‌اندازی می‌شود و هیچ تضمینی برای به موفقیت رسیدن آن وجود ندارد.

استارتاپ یا استارت‌آپ یک سرمایه‌گذاری به شکل کارآفرینی است که طی آن یک شرکت نوپا ایده‌ی جدیدی برای کسب‌و‌کار ارائه می‌دهد. طبق تعریف استیو بلنک، پروفسور دانشگاه استنفورد، استارتاپ یک سازمان است که برای پیدا کردن یک مدل کسب‌و‌کار تکرارپذیر و مقیاس‌پذیر راه‌اندازی می‌شود. البته اختلاف ‌بر سر تعریف استارتاپ زیاد است؛ اما نکته‌ی مشترک در همه‌ی آن‌ها این است که بر اساس یک ایده‌ی خلاقانه و جدید فعالیت آن‌ها آغاز می‌شود. این ایده‌ها بازار نیازمندی‌ها را هدف قرار می‌دهند و با ارائه‌ی یک محصول یا خدمات جدید و استفاده از تکنولوژی، خیلی سریع رشد پیدا می‌کنند.

از آنجایی که هدف از راه‌اندازی یک استارتاپ پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار است ؛ عمر آن نمی‌تواند طولانی باشد و معمولا بعد از گذشت چند سال به موفقیت می‌رسد یا بودجه‌ی آن تمام می‌شود و شکست می‌خورد. استارتاپ‌ها برای شروع فعالیت خود لزوما نیازی به ثبت شدن شرکت ندارند و از هرجا و با هر تعداد بنیان‌گذار می‌توانند فعالیت خودشان را آغاز کنند. بودجه‌ی راه‌اندازی استارتاپ‌های معمولا کم است؛ اما اگر ایده‌ی خوبی داشته باشند خیلی زود می‌توانند مورد حمایت سرمایه‌گذاران قرار بگیرند.

اصطلاحات رایج در استارتاپ

افرادی که با استارتاپ‌ها درگیر هستند معمولا از اصطلاحات خاصی برای بیان مقاصد خود استفاده می‌کنند. در ادامه به معرفی چند نمونه از این اصطلاحات می‌پردازیم.

Lean Startup

متودولوژی لین استارتاپ (Lean Startup) یا نوپای ناب به شما یاد می‌دهد که چگونه یک استارتاپ را هدایت کنید، چه موقع آن را تغییر دهید و از چه راه‌هایی برای رشد آن استفاده کنید. لین استارتاپ یک رویکرد علمی برای ساختن و مدیریت کردن استارتاپ‌ به شما می‌دهد و کمک می‌کند که محصول خودتان را سریع‌تر به دست مشتری برسانید. بسیاری از استارتاپ‌ها با ایده‌ی ساختن محصول مورد نیاز مردم راه‌اندازی می‌شوند. آن‌ها ماه‌ها و حتی سال‌ها زمان صرف می‌کنند که محصول خود را به بهترین نحو شکل دهند بدون اینکه آن را به مشتری نشان بدهند. همین موضوع باعث شکست خوردن بسیاری از آن‌ها می‌شود. زیرا آن‌ها با مشتری‌ها صحبت نمی‌کنند و در مورد محصولات خود از آن‌ها بازخورد نمی‌گیرند. زمانی که مشتری‌ها نتوانند با یک استارتاپ ارتباط برقرار کنند، به ایده‌ی آن اهمیتی نمی‌دهند و درنتیجه استارتاپ شکست می‌خورد.

Unicorn Startup

استارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ (Unicorn Startup) به استارتاپ‌هایی گفته می‌شود که رشد سریعی دارند و به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار می‌رسند. این لغت اولین بار در سال ۲۰۱۳ توسط سرمایه‌گذاری به نام آیلین لی ارائه شد و او از میان حیوانات افسانه‌ای، تک شاخ را به‌عنوان نماد این مدل استارتاپ‌ انتخاب کرد. ازجمله بزرگ‌ترین استارتاپ‌هایی که در این دسته جا می‌گیرند می‌توان به Uber ،Xiaomi ،Airbnb ،Dropbox و Pinterest اشاره کرد.

بنیان‌گذار استارتاپ (Founder)

به شخصی که استارتاپ را راه‌اندازی می‌کند بنیان‌گذار گفته می‌شود. این اشخاص معمولا علاقه‌ای به کار کردن برای دیگران ندارند و باور دارند که می‌توانند با تلاش‌های بی‌وقفه‌ی خود دنیا را تغییر دهند. این افراد می‌توانند با تعدادی از دوستان خود در این راه شریک شوند و وظایف سنگین را بین خودشان تقسیم کنند. راه‌اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان کار راحتی نیست و در طی آن، به بنیان‌گذاران آن فشار زیادی وارد خواهد شد. اما اگر فعالیته‌های آن‌ها موفقیت‌آمیز باشد، نتیجه‌ی آن هم از نظر احساسی و هم از نظر مالی بسیار خوب خواهد بود.

شتاب‌دهنده‌ی استارتاپ (Startup Accelerators)

شتاب‌دهنده‌ها شرکت‌هایی هستند که روی استارتاپ‌هایی با ایده‌های جالب و البته کاربردی سرمایه‌گذاری می‌کنند. این شرکت‌ها درصدی از مالکیت استارتاپ را می‌گیرند؛ اما در عوض خدماتی مانند آموزش توسط مربی‌ها و آشنا کردن آن‌ها با سرمایه‌گذاران و متخصصان آن رشته را برایشان فراهم می‌کنند. درواقع این شرکت‌ها شانس موفقیت استارتاپ‌ها و پیدا کردن سرمایه‌ی بالقوه برای فعالیت‌هایشان را بالا می‌برند.

استارتاپ ویکند (Startup Weekend)

استارتاپ ویکند یک رویداد آموزشی-تجربی ۵۴ ساعته است که معمولا در آخر هفته برگزار می‌شود. در این رویداد افراد مختلفی مانند علاقه‌مندان به استارتاپ، توسعه‌دهندگان، برنامه‌نویسان، مدیران کسب‌و‌کارها، بازاریاب‌ها و طراحان گرافیک حضور دارند. ایده‌ها در این رویداد مطرح می‌شوند و افراد گروه تشکیل می‌دهند تا طرح اولیه یا دموی ایده‌ی خود را پیاده‌سازی کنند.

استارتاپ گرایند (Startup Grind)

استارتاپ گرایند یک برنامه‌ی جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می‌شود تا داستان موفقیت‌ و چالش‌های استارتاپ خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. افراد می‌توانند در این برنامه با پروژه‌های یکدیگر آشنا شوند و از تجربیات هم استفاده کنند.

تجارت B2B

این اصطلاح کوتاه شده‌ی عبارت Business to Business است و به کسب‌و‌کاری گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به یک کسب‌و‌کار دیگر ارائه می‌دهد. این نوع تجارت در مقابل تجارت بی تو سی (B2C) قرار دارد.

تجارت B2C

تجارت B2C مخفف عبارت Business to customers است و به کسب‌و‌کارهایی گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به مشتری‌های عرضه می‌کنند.

تجارت C2C

نوعی از سرویس است که کاربران با استفاده از آن، خدمات و کالاهای خود را به دیگر کاربران عرضه می‌کنند. وب‌سایت‌ها و سرویس‌های خرید و فروش اجناس دست دوم، از نمونه‌های تجارت Customer to Customer هستند.

سرمایه‌ی بذری (Seed Funding)

همان‌طور که یک گیاه از یک بذر شروع به رشد می‌کند، یک استارتاپ نیز از یک سرمایه‌ی اولیه شروع می‌شود. به سرمایه‌ای که در مرحله‌ی اولیه راه‌اندازی استارتاپ در اختیارش قرار می‌گیرد، سرمایه‌ی بذری گفته می‌شود.

واگذاری (Vesting)

به نوعی تخصیص سهامی گفته می‌شود که طی آن بعد از گذشت مدت زمانی، مقدار سهم تعیین‌شده به کارمندان داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر به یک کارمند ۲۰۰ سهام طی ۱۰ سال داده شود، یعنی بعد از گذشت هر سال ۲۰ سهم به او اختصاص پیدا می‌کند. این کار به کارمندان انگیزه می‌دهد که عملکرد خوبی داشته باشند و برای مدت زمان زیادی در شرکت کار کنند.

بنچمارک (Benchmark)

به فرآیندی گفته می‌شود که یک استارتاپ برای اندازه‌گیری موفقیت فعلی خود از آن استفاده می‌کند. سرمایه‌گذاران میزان موفقت استارتاپ‌ها را بر اساس بنچمارک‌ها می‌سنجند. به‌عنوان مثال وقتی می‌گوییم شرکت A به بنچمارک درآمد X در طی ۲ سال رسیده است یعنی این استارتاپ توانسته است طی ۲ سال میزان فروش خود را به X برساند.

بوت‌استرپ (Bootstrapped)

زمانی که گفته می‌شود یک شرکت بوت‌استرپ است، یعنی بودجه‌ی آن توسط خود کارآفرین یا بودجه‌ی خود شرکت تأمین شده است.

وام موقت (Bridge loan)

این نوع وام به Swing loan نیز معروف است و به مساعده‌هایی گفته می‌شود که بر اساس میزان درآمد به یک شخص داده می‌شود و فاصله‌ی بین درآمدهای عمده‌ را پر می‌کند.

فروش (Buyout)

یک استراتژی معمول برای خروج است که طی آن سهام شرکت به فروش می‌رسد و به خریداران آن اجازه‌ی کنترل شرکت داده می‌شود.

سرمایه (Capital)

به دارایی‌های مالی گفته می‌شود که در حال حاضر برای استفاده در دسترس هستند. کارآفرینان از سرمایه برای آغاز استارتاپ استفاده می‌کنند و مقدار آن را افزایش می‌دهند تا به رشد استارتاپ کمک کنند.

دو دلیجنس (Due diligence)

به ارزیابی و تحلیل سرمایه‌گذاران از وضعیت و پتانسیل‌های سرمایه‌گذاری گفته می‌شود. این ارزیابی می‌تواند شامل بررسی سوابق مالی و اندازه‌گیری ROI باشد.

بازده سرمایه‌گذاری یا بازگشت سرمایه (ROI)

همان‌طور که از نامش پیدا است، برگشت سرمایه را مورد بررسی قرار می‌دهد. درواقع به پولی گفته می‌شود که به یک سرمایه‌گذار به‌عنوان درصدی از سرمایه‌‌گذاری خود در استارتاپ برگشت داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر یک سرمایه‌گذار مبلغ ۲ میلیون دلار برای خرید ۲۰ درصد سهام یک شرکت خرج کند و شرکت با مبلغ ۴۰ میلیون دلار به فروش برسد، این یعنی آن سرمایه‌گذار مبلغ ۸ میلیون دلار از فروش شرکت دریافت خواهد کرد.

خروج (Exit)

برخی بنیان‌گذاران و سرمایه‌گذاران استارتاپ این‌گونه پولدار می‌شوند؛ Exit به متدی گفته می‌شود که یک سرمایه‌گذار و یک کارآفرین سرمایه‌ی خودشان را از شرکت خارج می‌کنند. خروج معمولا در زمان IPO و M&AA اتفاق می‌افتد.

آی‌پی‌او (IPO)

زمانی است که یک استارتاپ سهام خودش را در یک فراخوان بورس برای فروش به مردم پیشنهاد می‌دهد. در این حالت یک شرکت خصوصی تبدیل به سهامی عام می‌شود و دیگر یک استارتاپ نیست.

 مالکیت و ادغام (Merge & Acquisition)

زمانی است که استارتاپ توسط یک شرکت بزرگ‌تر خریداری یا با آن ادغام می‌شود. این اتفاق به صورت دوستانه (همراه با توافقنامه) یا خصمانه (بدون توافقنامه) صورت می‌گیرد.

توافقنامه عدم ‌افشاگری (NDA)

NDA مخفف عبارت Non-disclosure agreement است و به توافقنامه‌ای گفته می‌شود که طی آن هر ۲ طرف از اطلاعات حساس و محرمانه مانند اسرار تجارت محافظت می‌کنند و آن را با شخص سوم به اشتراک نمی‌گذارند.

پیوت (Pivot)

زمانی است که استارتاپ جهت استراتژی‌های خودش را سریعا تغییر می‌دهد. معمولا این تغییرات به دلیل عدم بازدهی اتفاق می‌افتند و طی آن بر ویژگی‌های دیگر محصولات یا مشتری‌ها تمرکز می‌شود.

مذاکره در آسانسور (Elevator Pitch)

فرض کنید در یک آسانسور با یک سرمایه‌گذار هم مسیر شده‌اید و تنها ۳۰ تا ۱۲۰ ثانیه فرصت دارید او را متقاعد کنید که روی ایده‌ی شما سرمایه‌گذاری کند. به ‌عبارتی شما باید در این چند ثانیه مشکل، راه‌حل آن و بازار مشتری‌ها را برای سرمایه‌گذار توضیح بدهید و او را متقاعد کنید.

نرم‌افزار به‌عنوان سرویس (SaaS)

به یک محصول نرم‌افزاری گفته می‌شود که از راه دور به وسیله‌ی اینترنت یا سیستم رایانش ابری کنترل می‌شود.

چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنیم

شما برای ساختن یک استارتاپ موفق به ۳ چیز احتیاج دارید: ایده‌ی ساختن محصولی که مشتری‌ها واقعا به آن علاقه داشته باشند، پیدا کردن یک هم‌بنیان‌گذار و کم کردن هزینه‌ها تا جای ممکن. اکثر استارتاپ‌هایی که شکست می‌خورند، معمولا در عمل کردن به یکی از این ۳ مورد ناموفق هستند. درواقع شما به یک ایده‌ی خاص و عالی برای شروع کردن استارتاپ خود نیازی ندارید. کافی است تکنولوژی جدیدی به کاربران معرفی کنید که در حال حاضر از آن برخوردار نیستند. این تکنولوژی جدید باید بتواند نیازهای آن‌ها را به بهترین نحو از بین ببرد. در ادامه بیشتر در مورد مراحل راه‌اندازی استارتاپ بخوانید.

۱- ببینید دنیا چه چیزی کم دارد

اگر دقت کنید متوجه می‌شوید که سیستم‌های تاکسیرانی قبل از پیدایش Uber بسیار کسالت‌آور بودند. یا اینکه قبل از پیدایش اسپیس‌ایکس مردم علاقه‌ی چندانی به فضا نداشتند. شما نیز باید فکر کنید و ببینید چه چیزی در دنیا کم است و سعی کنید ایده‌ی جدیدی برای آن ارائه دهید.

۲- آن را یادداشت کنید

مهم نیست که چقدر باهوش هستید. مطمئنا بعد از گذشت مدتی برخی جزئیات ایده‌ی خود را فراموش خواهید کرد. افکار شما و مکالماتی که در این زمینه با دیگران انجام می‌دهید بسیار ارزشمند هستند پس تمام افکار و جزئیات مکالمات خود را یادداشت کنید.

۳- یک نمونه‌ی اولیه بسازید

بسیاری از ایده‌های خلاقانه‌ی ما حتی بهترین‌ها، متأسفانه هیچ موقع به دنیای واقعی وارد نمی‌شوند و شما حتی اگر آن‌ها را یادداشت کنید، بازهم بعد از گذشت مدتی فراموششان خواهید کرد. تنها چیزی که می‌تواند مانع از فراموش شدن آن‌ها شود، تهیه‌ی یک نمونه‌ی اولیه است. آن‌ها را برنامه‌نویسی کنید یا به‌صورت فیزیکی طراحی کنید و بسازید. بسیاری از مردم در همین مرحله متوقف می‌شوند بنابراین اگر بتوانید از آن گذر کنید، یک قدم از دیگران جلوتر خواهید بود.

۴- نمونه‌ی اولیه را به ۱۰۰ نفر نشان دهید

حالا شما باید از نقطه‌ی آسایش خود خارج شوید و نمونه‌ی اولیه خود را به دیگران نشان بدهید و نظر آن‌ها را جویا شوید. بهتر است این ۱۰۰ نفر از میان افراد کاملا ناشناس انتخاب شوند تا شناختن شما در بازخوردشان نسبت به محصول تأثیری نگذارد. چرا ۱۰۰ نفر؟ زیرا شما در این مرحله به چشم‌اندازی وسیع برای بازخوردها احتیاج خواهید داشت.

۵- تکرار کنید

مردم کمی هستند که در اولین تلاش خود موفق می‌شوند و شانس اینکه شما جزو این دسته باشید بسیار کم است. بنابراین خودتان را برای طراحی کردن مجدد همه چیز کنید.

۶- یک هم‌بنیان‌گذار (Co-Founder) پیدا کنید

زمانی که احساس کردید نمونه‌ی اولیه‌تان به نتیجه رسیده است، به دنبال یک شریک بگردید تا حاضر باشد سال‌های عمر خود را صرف عملی کردن این ایده کند.

۷- کسب‌و‌کار خود را ثبت کنید

بعد از صحبت کردن با شریک یا شرکای خود و تعیین توافقات، بهتر است شرکت خودتان را ثبت کنید. 

۸- به دنبال سرمایه‌گذار باشید و اولین نسخه را تولید کنید

اگر بودجه‌ی کافی برای تولید کردن اولین نسخه از محصول خود ندارید، بهتر است یک سرمایه‌گذار پیدا کنید. بهتر است در حین پیدا کردن سرمایه‌گذار کار تولید را متوقف نکنید؛ زیرا هر استارتاپی نمی‌تواند بودجه‌ی مورد نظر خود را از سرمایه‌گذاران دریافت کند.

۹- راه‌اندازی کنید

هرچقدر نسخه‌ی اولیه‌تان ناقص بود، آن را راه‌اندازی کنید. ویژگی‌های اضافه، واسط کاربری بهتر، افزایش سرعت اجرا و دیگر موارد مربوط به بهینه‌سازی از جمله مواردی هستند که می‌توانند در آینده نیز به محصول اصلی اضافه شوند.

۱۰- با کاربران همراه باشید

مشتری‌های خود را تحت نظر داشته باشید و ببینید آیا برمی‌گردند یا خیر. اگر برنگشتند، علت را پیدا کنید.

۱۱- دوباره راه‌اندازی کنید

هر چقدر احتیاج بود، محصول خود را بعد از اعمال تغییرات دوباره راه‌اندازی کنید. حتی اگر مشاهده کردید که تعداد کمی از مردم دوباره به شما مراجعه کردند، باز هم به کارتان ادامه دهید؛ زیرا این یعنی در حال تولید یک محصول باارزش هستید.

۱۲- محصول را به ۱۰۰۰ نفر نشان دهید

شاید رقم بالایی به نظر نرسد؛ اما اولین ۱۰۰۰ نفر نقاط ضعف محصول شما را شناسایی خواهند کرد. از آنجایی که شما هنوز ناشناخته هستید، شاید لازم باشد این افراد را به‌صورت دستی استخدام کنید. هیچ ایرادی ندارد حتی اگر شده لپ‌تاپ آن‌ها را قرض بگیرید و وب‌سایت‌ خود را به آن‌ها نشان بدهید و نظرشان را جویا شوید.

۱۳- رشد کنید

پاول گراهام، دانشمند علوم کامپیوتر و سرمایه‌گذار، استارتاپ‌ها را تشویق می‌کند که در هفته ۵ درصد رشد داشته باشند. اگر ۴ سال به همین ترتیب ادامه دهید، در طی گذشت این مدت به تعداد ۲۵ میلیون کاربر خواهید رسید. به‌ عبارت‌ دیگر، تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین استارتاپ‌ها خواهید شد.

۱۴- به موفقیت برسید

شما می‌توانید شرکت خودتان را به شخص دیگری بفروشید یا سرمایه‌گذاران را قانع کنید که با شما همکاری کنند. شما تا اینجا موفق شده‌اید استارتاپ خود را به نتیجه برسانید؛ بعد از این به خودتان بستگی دارد که بخواهید آن را ادامه دهید یا آن را به صاحبان جدیدش واگذار کنید. 

 

منبع : زومیت

چند سالی که در سراسر کشور و به تبع آن در خرم آباد (لرستان) رویداد همفکر با هدف یادگیری و انتقال تجربه و شبکه سازی بین استارتآپی ها برگزار می شود.

این جلسات در شهر خرم آباد مناسب ترین فضا را برای جوانان خلاق و پرانرژی را به وجود آورده که با افراد جدید و با تجربه در زمینه های کارآفرینی و راه اندازی کسب و کارها آشنا شوند و بتوانند از تجربیات همدیگر استفاده لازم رو ببرند.

قبل از برگزاری همفکر در خرم آباد، شاید چند مورد کسب و کار به صورت پراکنده وجود داشتند و فعالیت می کردند (حتی تصور می شد که تنها شرکت فعال در این زمینه فقط خودشان هستند!) ، ولی با پیدایش همفکر مرکزیت پیدا کردند و ارتباطات بین استارت آپی ها تسهیل شده است.

شاید همفکر بیشتر از آن که اشتغال زایی داشته باشد، در ایجاد فرهنگ کارآفرینی و ایجاد تب و تاب استارت آپی در جوانان نقش موثری را ایفا می کند.

همفکر مدلی را در پیش دارد که خجالت خجالتی ها ریخته شده و صحبت و گفتگو میان آن ها باعث شده که ایده های خود را به صورت هدفمندتر پیگیر باشند و مهارت های اجتماعی و ارتباطی و اعتماد به نفس لازم را جهت شروع کسب و کار خود پیدا کنند.

قبل ها فضایی برای گفتگو و تبادل نظر در اکوسیستم استارتاپی خرم آباد وجود نداشت ولی حال به لطف همفکر این فضا ایجاد شده و احساس نیاز به ایجاد یک استارتاپ در بین علاقمندان به کسب و کارهای نوپا شکل گرفته و با انگیزه بیشتری ایده های خود را دنبال می کنند.

 

شاید بتوان گفت همفکر تاثیر خود را در هر چه پویا کردن اکوسیستم کارآفرینی خرم آباد و لرستان را در سال های آینده بیشتر نشان خواهد داد.

 

نگاهی به فیلم های اصغر فرهادی و روند ورود آن به بزرگترین مسابقه سینمایی جهان و برگزیده شدن نشان از شناخت درست او از شاخص های موفقیت و بازیگران اصلی این حوزه دارد کاری که دقیقا هر استارتاپی باید آن را انجام دهد .

شاخص های اصلی موفقیتی که اصغر فرهادی از آن بهره گرفت عبارتند از :

ارزش پیشنهادی قوی

نگاه دقیق به بازار هدف و شناخت درست از نیاز و خواسته های آن ، توانست فرهادی را به سمت تولید فیلمی خوش ساخت و مخاطب پسند رهنمون کند که به خوبی دیده شود .تمرکز و مطالعه رفتار داوران و مخاطبان جشنواره های مختلف باعث شد تا فیلم او بیشتر دیده شود .ارزش پیشنهادی فرهادی دقیقا احساسات مخاطب را هدف گرفت و با کمک همین درک دقیق احساس مشتری موفق شد .استارتاپ ها هم باید ارزش پیشنهادی قوی مبتنی بر تحلیل درست رفتار مشتری تولید کنند .تا بتوانند به خوبی مشتری را جذب کنند.

تیم خوب

اصغر فرهادی تیم خوب ، حرفه ای و با تجربه ای را به کار گرفت و از همکاری و مشاوره افرادی بهره برد که تجربه حضور در بازار های بین المللی را داشتند و اورا در این مسیر راهنمایی کردند.کاری که دقیقا باید هر استارتاپی انجام دهد و در مرحله تیم سازی افراد مناسب و دارای توان بالا را انتخاب کند که متاسفانه اغلب این موضوع در استارتاپ ها رخ نمیدهد و همین امر یکی از دلایل اصلی شکست میشود .

شبکه سازی قوی

اصغر فرهادی با درک درست موقعیت بازار جهانی سینما شبکه خوب و مستحکمی از تهیه کننده،توزیع کننده و شرکت های مذاکره کننده و حامی را ایجاد کرد که توانست با استفاده از نفوذ این شبکه به راحتی پا به دنیای بین المللی سینما بگذارد و محصول خود را در بازار های بزرگ خارجی مانند بازار اروپا و امریکا عرضه کند .شبکه سازی کاری است که هر استارتاپی باید انجام دهد و با کمک آن از موانع عمده مسیر عبور کند و محصول خود را به بازار مناسب برساند .

بازاریابی پارتیزانی

بازاریابی پارتیزانی یکی از روش های بسیار کم هزینه و هوشمندانه بازاریابی محصولات تازه است .در این روش شما از عناصر میدانی بهترین بهره را میبرید تا بتوانید گارد ذهنی مخاطب را باز کنید و اورا در معرض ارزش های واقعی محصولتان قرار دهید .اصغر فرهادی هوشمندانه و با تکیه بر غیرت ایرانی اش ارزش پیشنهادی فیلم فروشنده را تایید کرد و با اعلام ساده عدم شرکت در جشن پایانی اسکار در آمریکا به دلیل دستور نژاد پرستانه ترامپ برای جلوگیری از ورود ایرانیان به آمریکا از احساس قوی حمایتی مخاطب برای بهتر دیده شدن بهره برد ،کاری که با تبلیغات میلیون دلاری مقدور نبود.

استارتاپ ها هم باید مداوم به دنبال شناخت عناصر قابل استفاده محیط برای بازاریابی به روش پارتیزانی باشند تا به خوبی دیده شده و هزینه های این بخش خود را کم کنند و این امر مستلزم خوب دیدن و شناخت دقیق مخاطب و جامعه هدف است .

منبع : پرش

اشتراک موبایل
  1. شماره موبایل خود را وارد نمایید
    لطفا شماره موبایل خود را به صورت صحیح وارد نمایید.
  2. با عضويت در سامانه موبایلی لرنا می توانيد از خبرنامه های ایمیلی ، فراخوان ها و ساير امکانات سامانه موبایلی لرنا بهره مند شويد. پس هم اکنون عضو شوید!
اشتراک ایمیل
  1. ایمیل خود را وارد نمایید
    لطفا ایمیل خود را به صورت صحیح وارد نمایید.
  2. با عضويت در سامانه ایمیلی لرنا می توانيد از خبرنامه های ایمیلی ، فراخوان ها و ساير امکانات سامانه ایمیلی لرنا بهره مند شويد. پس هم اکنون عضو شوید!

مقالات

MVP یک محصول نیست، بلکه یک فرآیند است

📍یک داستان همیشگی: یک تیم با یک ایده شروع می کند، ...

استارتاپ و اصطلاحات آن

استارتاپ به یک کسب‌و‌کار نوپا گفته می‌شود که با هدف پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار ر...

سینا حیدری برگزار کننده همفکر خرم آباد : دمیدن انرژی به کالبد کارآفرینی لرستان

چند سالی که در سراسر کشور و به تبع آن در خرم آباد (لرستان) رویداد همفکر با هد...

۴ درسی که استارتاپ ها می توانند از اسکارهای اصغر فرهادی بگیرند

نگاهی به فیلم های اصغر فرهادی و روند ورود آن به بزرگترین مسابقه سینمایی جهان ...

پرواز با استارتاپ/ چگونه یه استارتاپ راه اندازی کنیم

در آینده زندگی کنید اکثر ما در گذشته یا حال زندگی می...

استارت‌آپ‌های لرستان در نمایشگاه‌ها چگونه باید فعالیت کنند

در ابتدا گزارش تصویری نمایشگاه دستاوردهای پژوهشی استان لرستان - فن ...

۵ مزیت شرکت در همایش‌‌های تخصصی و متناسب با حوزه‌ی کاری خود

از زمانی‌که رسانه‌های اجتماعی مختلف پا به عرصه‌ی حیات گذاشته‌اند، اغلب ما اهم...

۷ نکته کلیدی قبل از شروع استارت آپ

۱-انتخاب ایده: یکی از م...

ایده اولیه در استارتاپ

بخش دوم: ایده اولیه داشتن ا...

چند نکته کلیدی که باعث می شود از همفکر خرم آباد استفاده بیشتری ببرید

همفکر بستری برای انتقال تجربه ها و توسعه ارتباطات حرفه ای است، کارآفرین ها، ص...

همکاران لرنا

سینا حیدری

مدیر سایت

سمیرا قربانی نژاد

نویسنده سایت

فاطمه فلاح

نویسنده سایت

عاطفه فرضی

نویسنده سایت 

زینب محمدی

نویسنده سایت 

اشکان سهرابی

نویسنده سایت

درباره ما

ما، مجموعه‌ای از فعالان استارت آپی و فناوری اطلاعات لرستان هستیم که Lorna.ir را برای کمک به رشد کارآفرینی و توسعه شرکت‌های نوپای فناوری در شهرهای لرستان بوجود آورده‌ایم.

لرنا تلاش می‌کند، با ایجاد شبکه‌ی ارتباطاتی و آموزشی گسترده؛ جوانان خلاق و پرانرژی شهر را به سمت کارآفرینی و راه‌اندازی شرکت‌های نوپای فناوری سوق دهد و برای اینکار از فعالیت‌های رسانه‌ای و برپایی رویدادهای متنوع کارآفرینی و فناوری بهره می‌برد.

تماس و همکاری

اگر علاقه‌مند به معرفی استارتاپ خود هستید، موقعیت شغلی در شرکت خود دارید، می‌خواهید نوشته‌تان را منتشر کنیم و یا اینکه علاقه‌مند به حمایت از ما هستید و علاقه‌مند به شرکت در برنامه های ما را دارید و یا هر نظر و پیشنهادی دیگری دارید با ما تماس بگیرید.

ایمیل : info@Lorna.ir

شماره تماس : 09165533578